وبلاگicon
شهر دانش

شهر دانش
شاید فردا دیر باشد برای پریدن و به اوج رسیدن ... امروز پرواز کنیم 
لوگوي وبلاگ

شهر دانش...ZenithlyTeacher.blogfa.com

امکانات وب





Powered by WebGozar


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

کسی که در درون خود به خود حکومت می کند

و بر خواسته ها، آرزوها و ترس هایش حکمرانی می نماید

بالاتر از پادشاه است.

                                                                                                         جان میلتون

He who reigns within himself

and rules passions, desires, and fears is more than a king

                 John Milton

[ شنبه 1392/10/14 ] [ 22:55 ] [ سمانه شفیعی ]

 

تنها، کسانی که دل به دریا می زنند به عمق آن پی می برند...

[ چهارشنبه 1392/03/15 ] [ 21:55 ] [ سمانه شفیعی ]
با تشکر فراوان از همه ی دوستان عزیز و همکاران گرامی که در مورد دانش آموزی که دزدی می کرد راه حل ارائه کردند.

خوشبختانه با راهکارها و تلاش هایی که شده، بیش تر از ۲ هفته است که مورد دزدی ازش ندیدیم!

[ دوشنبه 1392/02/23 ] [ 10:35 ] [ سمانه شفیعی ]
دانش آموزی داریم که دزدی می کند!

وضعش خیلی وخیم شده... خوراکی بچه ها رو می دزده... وسایلشون رو ...

حتی جرات کرده بود دست تو کیف معلم کنه و ۱۶ هزار پول بدزده! می دونین کلاس چندمه؟ کلاس اول!

خیلی راهکار ها رو رفتیم فایده نداشته

تا حالا چنین دانش آموزی داشته اید؟

چه راه حلی پیشنهاد می کنید؟

 

[ دوشنبه 1392/02/09 ] [ 23:43 ] [ سمانه شفیعی ]
دوستم که معلم پیش دبستانی هاست می گه سر کلاس ناخودآگاه داشتم پام رو زمین می زدم و متوجه نبودم

بچه ها دنبال صدا بودند که یه دفعه یکی از پسر بچه ها داد زد:

اِ ... خانم داره کردی می رقصه!!!

***********************************************************************

اون روز یکی از پسر بچه ها بلند شد و گفت: خانم من شوهرتون رو دیدم

گفتم: اون وقت شوهرم کی بود؟

گفت: همونی که یه بار اومد بخاری رو درست کرد...

گفتم: آها برادرم بود

گفت: خانم چرا خجالت می کشی بگو شوهرم بود دیگه!!!

 

[ دوشنبه 1392/02/09 ] [ 16:42 ] [ سمانه شفیعی ]
امروز زنگ آخر کلاس اولی ها ورزش داشتند. مربی ورزش نیومده بود. با معاون آموزشی رفتیم با کلاس اولی ها داژبال بازی کردیم. وسطای بازی یکی از بچه ها افتاد زمین. دور و برش جمع شدیم تا ببینیم چی شده. زانوش درد داشت و ناله می کرد و می گفت خیلی درد داره، گفتم عیب نداره بزرگ می شی یادت می ره...

یکی از همکلاسی هاش برا همدردی باهاش گفت:

منم وقتی بابام دستم داغ گذاشت خیلی درد می کرد...

امام سجاد (ع) می‌فرمایند: با فرزندت آنچنان رفتار کن که اثر نیکوی تربیت تو مایه زیبایی و جمال اجتماعی او شود.


موضوعات : گوناگون
[ دوشنبه 1391/09/13 ] [ 17:30 ] [ سمانه شفیعی ]
۱۱ محرم واسه بازدید کلاسی رفته بودیم کلاس پایه ی اول:

آموزگار: فاطیما چرا خواب آلودی؟

فاطیما: دیر خوابیدم.

آموزگار: چرا فاطیما جان؟

فاطیما: آخه دیشب رفته بودیم عروسی!!!!  


موضوعات : گوناگون
[ شنبه 1391/09/11 ] [ 13:32 ] [ سمانه شفیعی ]

روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت:

'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '

خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد،

مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ

وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت

که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و

مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود

قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان

وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل

ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها

از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در

دهان خود فرو ببرند.


مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد،

خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است'،

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد،

آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن

و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند،

ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند،

مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'،

خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد،

می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های

طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'


هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد،

به شما فکر می کرد، هنگامی که

محمد(ص) وفات می یافت نیز به شما می اندیشید.

یکدیگر را دوست داشته باشید، به همنوع خود مهربانی نمایید، همسایه خود را

دوست بدارید، یکدیگر را یاری کنید.

زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا نخواهد شد.


"هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا نخواهد شد... "



موضوعات : ادبی
[ سه شنبه 1391/07/25 ] [ 13:51 ] [ سمانه شفیعی ]

نقش معلمان در تربیت نیروی کار مناسب

(تفاهم در حین کار(Meeting of the minds in work))

ترجمه: سمانه شفیعی

 دبلیو.پی.ام.سی فارلاد

امروزه مدیران و مسئولان به نیروی انسانی که هنر هم کاری و کار در گروه را داشته باشند توجه می کنند. چرا که حتی اگر فرد مهارت های بسیار بالایی نیز داشته باشد نمی تواند بدون همکاری در کار گروهی موفق شود. معلمان در تربیت افرادی با این مهارت نقش بسیار مهمی دارند. وقتی فردی نتواند مهارت در گروه زیستن را داشته باشد وقت بسیاری بر سر جر و بحث های طولانی، تناقض ها و ستیزه ها در حین کار به دلیل وجود نظرهای مختلف هدر می رود. چنین افرادی یا شغل خود را ترک می کنند یا آن را از دست می دهند.

مقابله با تناقض

سبک (Style)های مختلفی در مقابله و رویارویی با این تناقض ها وجود دارد که افراد با داشتن شخصیت های و نگرش های مختلف نوعی یا انواعی را بر می گزینند. معلم به عنوان نقش موثر باید این سبک ها را بشناسد و دانش آموزان را به سبک برتر و بهتر هدایت کند. سه نوع سبک رفتاری درمواجهه با ستیزه و تناقض وجود دارد:

 

سبک حکم فرمایی (The dominating style)

دانش آموزانی که سوق زیادی به قوی بودن و حکم ران بودن دارند این سبک را برمی گزینند. این دانش آموزان ممکن است از این واهمه داشته باشند که رد شدن نظرشان به معنای رد شدن خودشان است. طرد شدن این افراد بوسیله ی هم گروهان خود بسیار تهدید آمیز است. برای مثال دانش آموزی که در گروهی است و به زور نظر خود را تحمیل می کند این عقیده در ذهن اوست که حال که عقیده اش اجرا شده پس مورد قبول هم گروهانش است. این دانش آموز شانس بودن در پروژه های بعدی با دوستانش را از دست می دهد زیرا کسی او را نمی خواهد و کار کردن با او سخت است. رد نظر چنین فردی حتی باعث می شود که او سخت تر به کنترل و زورگویی خود ادامه دهد.

با این وجود این سبک در موردی می تواند کارایی داشته باشد و آن وقتی است که افراد گروه مسئولیت ناپذیرند و کار خود را تا وقت نهایی به عقب می اندازند. این افراد نیاز به کنترل کننده ای قوی و البته لایق برای انجام کارشان دارند. سبک حکم فرمایی می تواند در بدست آوردن نتایج سریع ثمر دهد. که بر این اساس معلم می تواند به دادن مسیر درست به این رفتار آن را به شکل صحیح در ذهن دانش آموز پرورش دهد. یعنی کنترلی در کنار هم دوستی نه قلدری. که این افراد می توانند برای کارهایی نظیر مدریت پرورش یابند.

سبک آرام بخشی (The appeasing style)

دانش آموزانی که اعتماد به نفس پائینی دارند ممکن است تمایل بیش تری به این سبک حل مشکل داشته باشند. چنین دانش آموزانی نگرانی زیادی در مورد نگهداری ارتباط متوازن با هم گروهان خود دارند و هرگز نظرات و احساسات خود را به صورت روشن بیان نمی کنند. آرامبخشان اغلب در خود دانش و مهارت لازم را جهت حل مسائل نمی بینند. چرا که تا به حال مشکی را حل نکرده اند به طوری که مورد قبول باشد. آن ها به طور اشتباه می پندارند که قبول شدن توسط دیگران دلیل  ارزشمندی است. بنابراین همیشه پیرو دیگرانند. در یک پروژه ی کلاسی چنین افرادی از دادن نظرات مختلف اجتناب می کنند و این هم گروهانشان را ناراحت می کند. این افراد با عث می شوند که بحث در مورد موضوع و نظرات در گروه کاهش یابد و این خود باعث می شود که بهترین راه حل ها پیدا نشوند. منفعل بودن این افراد باعث می شود که توسط  هم گروهانشان در گروه پذیرفته نشوند. معلم با راهکارهایی که گفته خواهد شد می توانند به این دانش آموزان کمک کنند.

سبک تعاملی(The cooperating style)

این دانش آموزان می دانند که همیشه و به طور اجتناب ناپذیری نظرات مختلفی وجود دارد. این افراد همه ی سعی شان این است که مساله را حل کنند نه حکم رانی. آن ها به نظرات دیگران احترام می گذارند و می دانند که با جنگ و ستیزه کار پیش نمی رود. چنین دانش آموزی قبول دارد که هر فرد در گروه وظیفه و نقشی دارد. هر فرد باید در بحث و فعالیت گروه شرکت کند و عقاید خود را در جهت حل مساله بیان کند. در گروه تعاملی مطلوب دانش آموزان از یک دیگر سوال می پرسند، حقایق را جمع می کنند، عواطفشان را بیان می کنند، مصممانه به دیگران گوش می دهند، انعطاف پذیرند و از یکدیگر یاد می گیرند. چنین گروهی ممکن است وقت بسیاری احتیاج داشته باشد ولی بهترین راه حل و نتیجه کسب می گردد.

مدل تعاملی در حل مشکلات مطلوب ترین سبک می باشد چرا که نتیجه ی یک کار گروهی واقعی است و نتیجه ای است که از هم فکری چند نفر بدست آمده است. اگر معلمان چنین گروه هایی پرورش دهند و تربیت کنند این افراد در جامعه ی آینده ی خود دچار مشکل نخواهد شد.

 

در این جا به چند راه کار جهت تربیت درست دانش آموز در جهت فعال بودن و مشارکت پذیر بودن و توانا بودن در کار گروهی اشاره می گردد:

1-  تبعیض قائل نشوید.

2-  گروه های دانش آموزان را به طور تناوبی تغییر دهید تا دانش آموزان تجربه ی همکاری با گروه های مختلف را داشته باشند.

3-  نقش هر دانش آموز در گروه را به طور  تناوبی تغییر دهید تا تجربه ی داشتن نقش های مختلف را داشته باشند.

4-  دانش آموزان را تشویق کنید.

5-  به دانش آموزان غیر فعال ابتدا کارهای سبک و راحت واگذاریدکه بتوانند آن را به نحو شایسته انجام دهند.

6-  دانش آموزان را با ارزش هایی  مثل  همکاری، احترام، مشارکت، مشورت، صبر آشنا کنید.

7-  به طور موثر به کار دانش آموزان نظارت داشته باشید؛ نه آن طور که باعث احساس تحت کنترل بودن شود.



موضوعات : علمی
[ سه شنبه 1391/07/25 ] [ 13:48 ] [ سمانه شفیعی ]
توی دفتر مدرسه نشسته بودیم که چهار نفر از دانش آموزان وارد کلاس شدند. خانم معلم کلاس دومی ها آن ها را فرستاده بود دفتر چون درس نخوانده بودند.

خانم مدیر پرسید برای چه آمدید اید؟

یکی از دانش آموزان پاسخ داد: درس نخوانده اند.

خانم مدیر که اوقاتش تلخ شد خط کش را برداشت و به هر کدام چند ضربه با خط کش زد.

او آن قدر این کار را سریع انجام داد که مهلت نداد تا آن دانش آموز بیچاره که گفته بود درس نخوانده اند بگوید من نماینده ام و این سه نفر را به دفتر آورده ام !!

لذا خودش هم کتکی به نا حق نوش جان نمود!

[ شنبه 1391/03/13 ] [ 16:24 ] [ سمانه شفیعی ]

آن روز به دانش آموزانم گفته بودم که مکعب درست کرده و سر کلاس ریاضی بیاورند...یکی از دانش آموزانم مکعب نساخته بود ... با اخم از او پرسیدم: دلیل این که مکعب درست نکردی چیست؟...

گفت مقوا نداشتم از بابام پول خواستم، گفت: اگه پول بدم مقوا بخری دیگه برا تعمیر عینک شکسته ات پول ندارم...

من از وضعیت مالی آن ها خبر داشتم ای کاش بیش تر توجه می کردم ...

اتفاقا آن روز هنر داشتیم از دفترمدرسه مقوا آوردم و سر کلاس با هم مکعب ساختیم

کودک- مکعب

[ شنبه 1391/03/13 ] [ 10:11 ] [ سمانه شفیعی ]
 آنچه معلمان در مورد روش های تدریس باید بدانند

نام کتاب: آنچه معلمان درمورد روش های تدریس باید بدانند

نام انگلیسی: What Teachers Need to Know about Teaching Methods

نویسنده: پیتر وستوود

ترجمه ی: روح اله مظفری پور و سمانه شفیعی

انتشارات: پازینه

چاپ: اول، 1391

جهت آشنایی بیش تر عزیزان با محتوای کتاب، سر فصل ها را در وبلاگ درج می کنم: 

۱-  مفهوم سازي يادگيري و آموزش

۲-  روش هاي تدريس مستقيم: متناسب با هدف

۳-  روش هاي دانش آموز محور: متناسب با هدف

۴-  روش هاي تدريس: متناسب با دانش آموزان

۵-  تدريس موثر

۶-  سنجش يادگيري

۷-  شكاف بين پژوهش و عمل


برای خرید اینترنتی می توانید از سایت آدینه بوک اقدام نمایید.

برای خرید روی لینک روبه رو کلیک کنید     خرید اینترنتی کتاب

 

ثبت نام در سایت آدینه بوک قبل از خرید ضروری است، علاوه بر این با ثبت نام در سایت می توانید خیلی راحت کتاب های مورد نیازتان را از این سایت خریداری نمایید.

 

روش ثبت نام:

وارد شدن به سایت آدینه بوک  آدینه شما  کاربر جدید؟ثبتنام وارد کردن مشخصات خواسته شده و ایمیلتان که به عنوان نام کاربری شما می باشد

روش خرید یک کتاب:

جست و جو و کلیک بر روی کتاب مورد نظر مشاهده ی انتخاب های خرید اضافه به سبد خرید ارسال سفارش وارد کردن کلمه عبورتان ثبت آدرس و کلیک بر روی ارسال به این آدرس در این مرحله باید نحوه ی ارسال و نحوه ی پرداخت را مشخص کرده و بر روی ادامه کلیک نمایید.

[ جمعه 1391/03/12 ] [ 9:25 ] [ سمانه شفیعی ]
سلام  خدمت همکاران گرامی و دوستان عزیز

وبلاگ جدید ما با عنوان "انسان، ارتباط، تربیت" جهت مطالعه، بررسی و نشان دادن اهمیت و چگونگی ارتباط بین فردی در محیط های آموزشی طراحی گردیده است.

نظرات سازنده ی شما ما را در رسیدن به مقصود یاری خواهد کرد.

http://communication-human.blogfa.com

انسان، ارتباط، تربیت

[ پنجشنبه 1390/02/29 ] [ 19:7 ] [ سمانه شفیعی ]
بسی چیزهای شگفت انگیز در دنیا یافت می شود

                                                                     اما

                                                                     هیچ چیز شگفت انگیز تر از انسان نیست

هيچ چيز شگفت انگيز تر از انسان نيست

[ سه شنبه 1390/02/06 ] [ 9:3 ] [ سمانه شفیعی ]
خانمی در فرودگاه منتظر پروازش بود. چند ساعتی تاخیر داشت. او برای این که حوصله اش سر نرود به سوی فروشگاهی رفت و یک کتاب و یک بسته شیرینی خرید و پس از آن صندلی راحتی پیدا  کرد. او مشغول خواندن کتابش بود که مردی روی صندلی کنار خانم نشست و بیسکویت  را برداشت و باز کرد و یک عدد از آن را برداشت. خانم زیر چشمی نگاهی کرد ولی چیزی نگفت و او هم یک عدد شیرینی برداشت. پس از آن مرد یک شیرینی دیگر برداشت. خانم خیلی عصبانی شد و با خودش فکر کرد اگر من آدم خوبی نبودم حتما با او دعوا می کردم. مرد همین طور به خوردن شیرینی ادامه داد و با هر شیرینی که خانم بر می داشت او نیز یکی بر می داشت و می خورد! تا اینکه یک شیرینی در جعبه باقی ماند. خانم با عصبانیت منتظر بود تا ببیند مرد با شیرینی آخری چه کار می کند. مرد با لبخندي شیرینی را برداشت، نصف كرد و نصفش را به خانم داد! خانم با خود فكر كرد عجب مرد پر رويي و با شنيدن شماره ي پروازش بلند شد و با عصبانيت بدون اين كه نگاهي به آن مرد كند از آن جا رفت. داخل هواپيما خانم براي پيدا كردي چيزي كيف خود را باز كرد و شيريني اش را باز نشده در آن جا ديد! اگر شيريني او اين جاست پس آن شيريني براي آن مرد بود ولي براي معذرت خواهي دير بود. انسان خوب تر او بود نه خانم
[ دوشنبه 1389/09/22 ] [ 10:7 ] [ سمانه شفیعی ]
امروز می خواهم کمی حرف دل بزنم

حرف دلم در مورد کتاب های درسی بچه هاست و در بین این کتاب ها هم امروز کتاب های زبان انگلیسی از پایه ی اول راهنمایی تا آخر دبیرستان.

دانش آموزی ۷ سال انگلیسی می خواند و در آخر نمی تواند یک متن ساده ی انگلیسی خارج از کتاب رو به راحتی بخواند (یا در مواردی حتی از داخل کتاب)، واقعا عجيب نيست؟ اگر فردي ۷ سال به آموزشگاه زبان برود مطمئنا پيشرفت هاي چشم گيري خواهد داشت.

واقعا چرا؟

شايد يك دليل معلمان هستند كه مطمئنا در برخي موارد اين طور است(معلم زبان راهنمايي بنده خانم ق كلمه ي بسيار متداول "OK" را "اك" تلفظ مي نمودند!!! بدليل اينكه ايشون معلم ادبيات فارسي بوده و زبان انگليسي تدريس مي كردند!(و صد البته كه اين مشكل سيستم آموزشي است) . . . اما معلمان زباني هم داريم كه فقط در كتاب مشكل دار محصور مي شوند و همان روش هاي سنتي تدريس رو انتخاب مي كنند. شايد در برخي موارد كتاب دست و بالشان را مي بندد ولي من معتقدم كه اگه معلمي واقعا بخواد، مي تونه . . . اين مورد رو بيش تر از اين پيش نمي روم و مي روم سراغ دليل بعدي:

دليل ديگر مطمئنا كتاب هاي خشك و بي رنگ و رو است كه داراي مطالبي اكثرا غير جذاب هستند. به نظر بنده يكي از مهم ترين موارد يادگيري زبان يعني مكالمه ناديده گرفته شده است. يا توسط معملين ناديده گرفته مي شود. دانش آموز بايد مكالمه اي را حفظ كند و بدون دانستن معني آن در كلاس از بر خواني كند (اين يعني سيستم آموزشي جاهايي اشتباست).

به نظر مي آيد تغييري اساسي در محتوا و ظاهر اين كتاب لازم است تا بتواند آن طوري باشد كه دانش آموز را به يادگيري زبان انگليسي سوق دهد. (كتابي مثل كتاب هاي  Interchange - با اين كه اين كتاب ها هم عاري از مشكل نيستند).

[ جمعه 1389/08/28 ] [ 16:30 ] [ سمانه شفیعی ]

گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم
گفتم به از ترنجی لیکن به دست نایی

گفتا تو از کجایی که آشفته مینمایی
گفتم منم غریبی از شهر آشنایی

گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری
گفتم بر آستانت دارم سر گدایی

گفتا به دلربایی ما را چگونه دیدی
گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربایی

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کاو بنده پرور آید


موضوعات : ادبی
[ یکشنبه 1389/08/23 ] [ 23:23 ] [ سمانه شفیعی ]

يک گروه از دانشمندان پنج ميمون را در قفسی گذاشتند و در وسط قفس يک نردبان که بالای آن مقداری موز گذاشته شده بود قرار دادند.

هربار که ميمونی از نردبان بالا رفت، دانشمندان ميمون های ديگر را با دوش آب سرد خيس کردند.

پس از مدتی، هر ميمون که از نردبان بالا رفت ميمون های ديگر ميمونی را که از نردبان بالا رفته بود را کتک زدند.

پس از مدتی، هيچ ميمونی ديگر جرات اينکه از نردبان بالا رود را نداشت، گرچه وسوسه او بسيار عميق بود.

دانشمندان تصميم ميگيرند يکی از ميمون ها را با ميمون جديدی عوض کنند. ميمون تازه اولين کاری که می کند برای بدست آوردن موز از نردبان بالا می رود. ولی ميمون ها ديگر او را محکم کتک می زنند.

پس از چند بار کتک خوردن، ميمون تازه وارد فرا می گيرد که نبايستی از نردبام بالا برود، اما هرگز نميداند چرا.

ميمون دوم جايگزين می شود و همان وضع ادامه می يابد. ميمون اول هم در کتک زدن ميمون دوم همکاری می کند. ميمون سوم جايگزين می شود و همان وضع کتک زدن ادامه ميابد. ميمون چهارم جايگزين می شود و همچنان کتک زدن هر ميمونی که از نردبان بالا می رود ادامه دارد. ميمون پنجم هم جايگزين می شود و کتک زدن و کتک خوردن همچنان ادامی ميابد.

حالا آنچه مانده ميمون های جديدی هستند که حتی هيچکدامشان دوش آب سرد را هرگز تجربه نکرده اند، ولی همچنان هر ميمونی که از نردبان بالا می رود را کتک می زنند.

اگر ممکن بود از ميمون ها پرسش شود چرا آنانی را که از نردبان بالا ميروند را کتک می زنند، مطمئن باشيد جواب می توانست اين باشد...

”من نميدانم – اين روش کاری است که در اينجا مرسوم است“

آيا اين بنظر شما مانوس و خودمانی نيست؟؟

« فقط دو چيز بیکران و سرمد است: کهکشان و حماقت انسان، درمورد اولی مطمئن نيستم! » 

آلبرت انیشتن

[ جمعه 1389/08/21 ] [ 17:26 ] [ سمانه شفیعی ]
* اگر حقيقت را بگوييد مجبور نيستيد هر چيزي را به ياد آوريد*

 "مارك تويين"

* همان تغييري باش كه آرزو داري در دنيا ببيني*

"گاندي"


موضوعات : گوناگون
[ شنبه 1389/08/15 ] [ 11:50 ] [ سمانه شفیعی ]

۱۱ سالگي: مدرسه تموم بشه راحت ميشم!

.

.

۱۸ سالگي: اگه كنكور بدم راحت ميشم!

.

.

۲۵ سالگي: اگه يه شغل خوب گيرم بياد راحت ميشم!

.

.

۳۵ سالگي: بچه ها بزرگ شن راحت مي شم!

.

.

۸۰ سالگي: بميرم گورم رو گم كنم راحت ميشم!

.

.

اون دنيا: از اين پله رد شم ديگه راحت مي شم!!!

[ جمعه 1389/08/14 ] [ 7:30 ] [ سمانه شفیعی ]

چاپ اين صفحه
درباره ما


شاید فردا دیر باشد برای پریدن و به اوج رسیدن ... امروز پرواز کنیم
انسانها مي‌توانند با خاطري آسوده يكديگر را دوست داشته باشند. شقايق سرخ، زيبا و كوچك، هر چند عمر كوتاهي دارد اما با ايمان كامل مي‌گويد كه آن چه مي‌ماند، دوستي است. او مي‌داند كه بسياري هستند كه براي ماندن و گذراندن پوسته‌اي ضخيم بر تن مي‌كنند و زمستان را در خوابي عميق به سر مي‌برند اما هرگز به زندگي آنها حسرت نمي‌برد. او تنها در انديشه بهار و زيستني زيبا است. ای آموزگار! تو پاسبان «دوستي» و هم‌نفس باد بهاري هستي. شقايق‌ها بر تو درود مي‌فرستند.
موضوعات وب
امکانات وب